بیا بنویسیم روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ روی آب توی دفتر موج رو دریا
بیا بنویسیم که خدا ته قلب آینه س مثل شور فریاد یا نفس تو حصار سینه س
با هم میشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست اوج هر صدای عاشقه که شکستنی نیست
با صدا میام همه جا تو رو می نویسم روی آیینه گریه هام گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه ریشه صدای نبض عشق زیر پوست خاکه
بیا بنویسیم روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ روی آب توی دفتر موج رو دریا
توی خواب خاک ریشه ها موسم شکفتن همصدای من می خونن وقت از تو گفتن
چشم بستمو تو بیا به سپیده وا کن با ترانه نفسات باغچه رو صدا کن
با صدا میام همه جا تو رو می نویسم روی آیینه گریه هام گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه ریشه صدای نبض عشق زیر پوست خاکه
بیا بنویسیم روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ روی آب توی دفتر موج رو دریا
با ترانه ی نفسات من ترانه می گم اسمتو مثه یه غزل عاشقانه می گم
بیا که دیگه وقتشه وقت برگشتنه بوی پیرهنت که بیاد لحظه دیدنه
با صدا میام همه جا تو رو می نویسم روی آیینه گریه هام گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه ریشه صدای نبض عشق زیر پوست خاکه
بیا بنویسیم روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ روی آب توی دفتر موج رو دریا

موضوعات مرتبط: دلتنگیهایم
یک شال گردن ِ به زمین افتاده ...
همیشه نشانۀ یک مادر ِ سر به هوا نیست ,
که دست پسرش را در خیابان گهگاهی رها میکند به امان خدا... ...
آدم برفی ها هم گاهی ... خودکشی میکنند ....
دلت که شکست
سرت را بگيری بالا ... !
تلافی نکن ،فرياد نزن ، شرمگين نباش
حواست باشد ؛ دل شکسته ، گوش هايش تيز است ...
مبادا دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی به کينه ...
مبادا که فراموش کنی روزی شاديش ، آرزويت بود ... صبور باش و ساکت .
بغضت را پنهان کن ،
رنجت را پنهان تر ...
دلت که شکست . . .
دلت که شکست تازه حضور خدا در تو آغار می شه ...
دلت رو آب و جارو می کنه ...در حالی که تو از اون گله داری !
تیکه تیکه اش رو با حوصله کنار هم می چینه ...
اما تو همه نداشته هات رو به گردنش میندازی!
متهمش می کنی به سنگدلی ..به رنجوندن آدمها ...
به اینکه انگار نمی شنوه صداتو...
و اون چه صبورانه چینی دلت رو بند می زند . . . !
خودش می یاد جای همه چیز و همه کس رو می گیره . . .
چه آرامشی داره دل شکسته ای که همصحبتش خداست ...دنیات زیبا می شه..
یادش که می کنی قلبت آرام می گیره !
موضوعات مرتبط: دلتنگیهایم
عصاره همه مهرباني ها را گرفتند و از آن مادر را ساختند. شكسپير
هيچ گلي عطر و رنگ و زيبايي مادر را ندارد. ارنست همينگوي
همه زيبايي هاي بي پيرايه ازعشق سرچشمه مي گيرند،
اماعشق از چه چيز سرچشمه مي گيرد؟
عشق از جنس چيست ؟
اين فرا طبيعي از کدامين طبيعت جاري شده است؟
زيبايي زاده ي عشق است.
عشق زاده ي توجه و اعتناست ، توجه اي ساده به ساده ها .
توجه اي متواضعانه به هر آنچه که متواضع و بي پيرايه است .
توجه اي زنده به همه ي زندگي است.
موضوعات مرتبط: دلتنگیهایم
کاش وقتی که تنها می شویم،
لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم.
موضوعات مرتبط: دلتنگیهایم
آنگاه که غرور کسي را له مي کني،
آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني،
آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني،
آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ،
آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي،
آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ،
مي خواهم بدانم،
دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي رسیدن به نیاز خود دعا کني؟ ...
بسوي کدام قبله نماز مي گزاري که ديگران نگزارده اند؟...
موضوعات مرتبط: دلتنگیهایم

در سکوتم نشسته ام و به اطرافم نگاه میکنم و به روز هایی که
گذشت فکر میکنم...
روزهایی که به سرعت رفت و به خاطره تبدیل شد...
دیگه هیچ دلخوشی جز دفتر تنهایی ندارم...
دفتری که یکی یکی برگ هاش با خاطره ها پر شده...
به خودم می گم چگونه دفتر طاقت غصه هام رو در بیارم...
یکی یکی برگه هاشو ورق می زنم هر چه بیشتر به انتهایش
نزدیک می شم تنهاییم بیشتر بیشتر می شود ...
نمی دونم چرا توی این سکوت منتظرم...
حس انتظاری که برای خودم هم تازگی داره ...
شاید باز دلتنگ شدم...
دلتنگ مهربانی که هفت روز هفته به حرف هام گوش می دهد و در
جواب با سکوت بدرقه ام می کند...
چه زود دیر شد زودی که همیشه حقیقتی رو پشت خودش
پنهان کرد و برای من چیزی جز حسرت نذاشت...
دلم حتی برای گریه هام هم تنگ شده...
دیگه اشکی هم برام نموده تا دوباره آرومم کنه...
از خدا می خوام بهم آرامشی در خورم بده تا واسطه آرامش
دیگران باشم...
سرم رو روی زانوهام می زارم و چشم هام رو می بندم
و به خاطرات این چند سال فکر می کنم ...
خیلی آروم سرم رو بلند می کنم و جلوی چشمام
طلوع اولین ستاره شب رو می بینم
خیلی دلگیر از زمین و زمان در گوشش زمزمه
می کنم کیست که همراز من باشد...؟؟!!
موضوعات مرتبط: دلتنگیهایم
کسی را نمی یابم تا برایش از غم ها و دردهایم بگویم و دلتنگی هایم را برایش زمزمه کنم. کسی را یمی یابم تا لحظه ای هرچند کوتاه سر بر روی شانه هایش بگذارم و تمام بی کسی هایم را به دست فراموشی بسپارم. دلی را نمی یابم که یکرنگ باشد و مرا دلداری دهد و هیچ گوش شنوایی را نمی یابم که حدیث تنهاییم را برایش نجوا کنم. ای پدر مهربانم مرا در این تنهایی دریاب.
هنگام خرید در پاییز دقت کنید
پالتویی بخرید که جیب آن جای دو دست داشته باشد
شاید این پاییز عاشق شوید!
آسمان طوفانی، شیشه ها بارانی
خیس از خاطره های یک روز
برگ با شیطنتی رقص آلود
باد را با همه ی چالاکی
کرده درمانده در این صحنه ی تعقیب و گریز!!
وای عجب غوغایی است!
صحنه ی زیبایی است!
چتر را می بندم
شاید عاشق بشوم این پاییز
گاهی اوقات احتیاج ب یه آدمی داری، به یه دوستی، که وایسته رو به روت که توی چشمات نگاه کنه و
محکم بزنه تو گوشت، که تو صورتت خمشه و دستت رو بزاری رو گونت و دوباره نگاش کنی، ببینی که
خشمگینه، بینی که از دستت عصبانیه، توی اخم صورتش ببینی که دوست داره، ببینی که دوستته،
که نگاش کنی، همونجوری که دستت رو صورتته که او بهش کشیده زده، ک بهت بگه: تو چته؟ به
خودت بیا، تو چته.... که سرت فریاد بکشه... که تو یهو بلرزی، که بری بغلش، که بغلت کنه، همون
دستی که کوبیده تو صورتت رو بزار رو سرت، توی موهات، که سرت ر فشار بده توی گودی شونش، که
تو چشمات رو ببندی، روی شونش گریه کنی، بلرزی، و با خودت فکر کنی که تو واقعا چته......
موضوعات مرتبط: دلتنگیهایم
آرزوهایم در کوله باری ریخته و با خود حمل می کنم
نمی دانم تا کجا باید رفت
اما
من میروم
زیرا امید را از دست نخواهم داد
شاید روزی دست یاریگرش کوله بارم
را سرشار از از آرزوهای
دست نیافته ام کند.
موضوعات مرتبط: دلتنگیهایم
می خواهم از تاریکی و تنهایی خانه ای بسازم
خانه ای که هیچ نوری حتی برای لحظه ای بر آن نتابیده باشد
سیاهی دیوارهایش را با غمهایم تزیین میکنم
پنجه هایی چون قفس می سازم
که زندانی تنگ و تاریک را برای به ارمغان بیاورد
راهی نیست چون زندگی اینگونه است
فرار از آن بیهوده است.
موضوعات مرتبط: دلتنگیهایم
واژه های باران
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم.
موضوعات مرتبط: دلتنگیهایم
و گاهی محو شده در خیال تو
گاهی در حضور تو
دل تنگ می شوم
و گاهی
محو دیدن تو می شوم
اما چه چیز آرام میسازد مرا...
در سیاهی لحظه ها
دلتنگی هایم را
دلتنگی هایم را........
موضوعات مرتبط: دلتنگیهایم










