اگه میخونه نرم کجا برم
واسه من که دل شکستم
از غم زمونه خستم
اگه مستی ام نباشه
می پرستی ام نباشه
دیگه چی تو زندگی
درمون دردای منه
اگه میخونه نباشه
پس کجا جای منه
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
اگه قلبمو شکستن
همه درا رو بستن
در میخونه که بازه
مستی ام که چاره سازه
بعد از این سراغمو
از شب میخونه بگیر
بعد از این سراغمو
از می و پیمونه بگیر
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
نمیخوام کنار این مردم بیوفا برم
پیش کی عاشق و دیوونه و بی ریا برم
آخرش مستای میخونه به دادم میرسن
ساقی و شراب و پیمونه به دادم میرسن
بعد از این سراغمو
از شب میخونه بگیر
بعد از این سراغمو
از می و پیمونه بگیر
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
واسه من که دل شکستم
از غم زمونه خستم
اگه مستی ام نباشه
می پرستی ام نباشه
دیگه چی تو زندگی
درمون دردای منه
اگه میخونه نباشه
پس کجا جای منه
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
ای ماه من ای میر من
ای کعبه و ای پیر من
منظورم از مستی تویی
ای عشق عالم گیر من
از مستی ام منظور تو
خم خانه تو انگور تو
جانا سراپا نور تو
از می تویی تفسیر من
آزاده دل بسته ام
دل بسته وارسته ام
صد پاره نگسسته ام
ای عشق تو زنجیر من
بی می کجا میخواره ام
بی لطف تو بیچاره ام
غمدیده غمباره ام
ای وای از این تقدیر من
از عشق زیباتر تویی
از اشک والاتر تویی
از گریه بالاتر تویی
در این شب دلگیر من
ای ماه من ای میر من
ای کعبه و ای پیر من
بگذر بگذر که خواهم بگذری
باز از سر تقصیر من
بگذر که خواهم بگذری
باز از سر تقصیر من
دلی دارم بلای عشق و دیده
مصیبتهای دنیا رو کشیده
بمیرم من واسه اون دل شکسته
که چون من خیری از دنیا ندیده
که چون من خیری از دنیا ندیده
من از این شب شب هجران
من از این شب شب هجران
چه گویم
از این گردونه گردون چه گویم
تو که چشمات طبیب درد من نیست
من از دردای بی درمون چه گویم
من از دردای بی درمون چه گویم
غم و دردو پریشونیم از اینه
که میدونم جدایی در کمینه
هزارون غم زدن خنجر به جونم
چه گویم کار این دنیا همینه
در دلم ابر تو میبارد عشق
سینه ام داغ تو را دارد عشق
باورم نیست کسی از غم تو
دل دیوانه نیازارد عشق
باورم نیست کسی زخم تو را
بر دل خون شده نگذارد عشقآن غریقم که نترسد از موج
تن به دریای تو بسپارد عشق
تن به دریای تو بسپارد عشق
واسه من که دل شکستم
از غم زمونه خستم
اگه مستی ام نباشه
می پرستی ام نباشه
دیگه چی تو زندگی
درمون دردای منه
اگه میخونه نباشه
پس کجا جای منه
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
اگه قلبمو شکستن
همه درا رو بستن
در میخونه که بازه
مستی ام که چاره سازه
بعد از این سراغمو
از شب میخونه بگیر
بعد از این سراغمو
از می و پیمونه بگیر
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
نمیخوام کنار این مردم بیوفا برم
پیش کی عاشق و دیوونه و بی ریا برم
آخرش مستای میخونه به دادم میرسن
ساقی و شراب و پیمونه به دادم میرسن
بعد از این سراغمو
از شب میخونه بگیر
بعد از این سراغمو
از می و پیمونه بگیر
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
واسه من که دل شکستم
از غم زمونه خستم
اگه مستی ام نباشه
می پرستی ام نباشه
دیگه چی تو زندگی
درمون دردای منه
اگه میخونه نباشه
پس کجا جای منه
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
موضوعات مرتبط: منو تنهایی
|
|
خسته شدم کاش یکی باشه که باهام واضح حرف بزنه بدون رودرباسی بدون سانسور سانسوری که تا میای به یکی بگی که دلت خالی بشه میای بگی تا نمیری از نگفتن از تو خودت ریختن یکی بهت نهیب میزنه هیس اینا رازه بعدا باعث سرشکسته گی خودت میشه بعدا باعث میشه مردم مسخرت کنن..........
که میگی نه اینی که تظاهر میکنی
حرف بزنم تا کی باید تو خودم بریزم!!! چیزهایی به آدم میده که آدم اصلا بهش فکر نمیکنه اصلا تو ذهنش نبوده که بخواد بهش فکر کنه چیزی که حتی حرفش هم گفته نمیشه .......... بین رفتن و بده هستم . کنم
فرق میکنه؟؟؟ یکبار هم نشده اون چیزی که فکر میکنم بشه |




موضوعات مرتبط: منو تنهایی
شده یه چیزی تو دلت سنگینی کنه....؟؟؟خیلی سخته ادم کسی رو نداشته باشه...
دلش لک بزنه که با یکی درد دل کنه ولی هیچکی نباشه...
نتونه به هیچکی اعتماد کنه هر چی سبک سنگین کنه تا دردش رو به یکی بگه ...
نتونه اخرش برسه به یه بن بست ...
تک وتنها با یه دلی که هی وسوسش می کنه اونو خالی کنه ...
اما راهی رو نمی بینه سرش روکه بالا می کنه اسمون رو می بینه به اون هم نمی تونه بگه...
خیری از اسمون هم ندیده
مگه چند بار اشک های شبونش رو پاک کرده...؟!
بهش محل هم نداده تا رفته گریه کنه زود تر از اون بساط گریه اش رو پهن کرده تا کم نیاره ...
خیلی سخته ادم خودش به تنهایی خو کنه اما دلی داشته باشه که مدام از تنهایی بناله...
خیلی سخته ادم ندونه کدوم طرفیه؟!
خیلی سخته ادم احساس کنه خدا انو از بنده هایش جدا کرده ...
خیلی سخته ندونی وقتی داری با خدا درددل می کنی داره به حرفات گوش می ده یا ...
پرده ی گناهات انقدر ضخیم شده که صدات به خدا نمی رسه.... ؟!
پسرکی دو خط سیاه موازی روی تخته کشید خط اولی به دومی گفت ما میتوانیم
زندگی خوبی داشته باشیم . دومی قلبش تپید و لرزان گفت بهترین زندگی !!! در
همان زمان معلم بلند فریاد زد دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند. و بچه ها
همه با هم تکرار کردند دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند مگر آنکه یکی از آنها
برای رسیدن به دیگری خود را بشکند.
عشق نمی پرسه تو کی هستی؟ عشق فقط میگه: تو ماله منی .
عشق نمی پرسه اهل کجایی؟ فقط میگه: توی قلب من زندگی می کنی .
عشق نمی پرسه چه کار می کنی؟ فقط میگه:
باعث می شی قلب من به ضربان بیفته .
عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟
فقط میگه: همیشه با منی .
عشق نمی پرسه دوستم داری؟
فقط میگه: دوستت دارم.
میونه خواب و بیداری تو رو میدیدم انگاری
به من گفتی نشو عاشق که عشق داره گرفتاری
گذاشتی سر روی شونم به من گفتی نمی دونم
چگونه میشه عاشق شد تو این دنیای بیزاری؟!
نشو عاشق! نباش عاشق! نگو حتی دوستم داری!
ولی بی عشق چه خواهی کرد؟!
من که قصه ی عشقمو با توتوی زندگی دیدم
هوای قلبمو با تو هوای بندگی دیدم
نپرسیدم نترسیدم منی که عاشقت بودم،
چرا گفتی که خواب عشقمو رو سادگی دیدم؟!
چرا عاشق ترین بودم تورو عاشق نمی دیدم؟!
عجب خواب پریشونی تو رویای تو می دیدم
که حتی آرزو کردم، تو رو هرگز نمی دیدم
نشو عاشق...
نباش عاشق...
باشه!!!![]()
![]()
درد دلی با تو که از عشقت دلگیری و دیگر صدای تیشه ات به
گوش کسی نخواهد رسید. شبهای سربی عشقت را به خاطر
سپرده ای و افسرده تر از همیشه در پی ردپایی عاشقانه بر
قلب شکسته ات هستی .. سها
روزهای دلتنگی تو را می شناسم و آشنایم با احساسی
که داری. می دانم چگونه قلب عاشقات را در زیر لگدهای
سهمگین خود له کرده است.
"زنده ماندن را بدون وجودش نمی خواهم" هزاران بار
جمله را برای خود تکرار کرده ای و در آینه زنگار گرفته.
ای اشک چشمانت را دیدی با خود فکر کرده ای که چه
شد که عشق بازی شد؟ چه شد که آفتاب زمانه صورت
عشق را سوزاند و آسمان حتی یک قطره هم نگریست
تا سوزشش التیام بگیرد؟ چه شد که فرشته ها با دستان
پاکشان جمله ناپاکی را در ترانه هایمان گماشته اند؟ آرز
عیب نیست ولی می گویند عشق گناه است باورت نمی
شود عشق گناه باشد و تو یک گناهکار به همین راحتی مجازاتت می کنند و یک تبعید سرد برایت در نظر می
گیرند چون عاشق شدی.
ولی هیچ وقت با خودت فکر کرده ای که انتهای این
عشق ها چیست خرد شدن معشوقه های بی پروا و کم
سو شدن امیدهای پوشالی و چیزی که آغاز شد باید
پایانش را هم باور داشت.
می دانم که حقیقت دل کندن بسیار زجر آور است ولی
باید با تیرگی ها جنگید و زیبا فکر کرد که تفکر زیبایی حتما
زیبایی می افریند. بگذار قاصدک خیالت رهایی را تجربه
کند و به دنبال کسی باش که با شب گریه هایت آشنا
باشد. دل را به صاحب دل بسپار تا راه عشق را برایت هموار کند. این روزها جاده عشق خطرناک و بس صعب
العبور است ولی اگر سازنده گوشه ای از احساس های
شکسته ات دستان سردت را بگیرد از این راه به راحتی
خواهی گذشت. کشتی شکسته روحت را مجالی ده تا
معنی عشق واقعی را دریابد. فرهاد در بیستون چشم
براه آمدنمان است باور کن تو هم ساکن شهرش خواهی
شد.
دستانت را پر کن از محبت های واقعی انسان هایی که
معنی عشق را می فهمند و از آن کسی که رد پایی از
غم و دلتنگی رفتنش را بر دلت جای گذاشت دل بکن و
مجنون وار عشق را با پاکی وجودت بیامیز تا صاحب قلب
انسان فرشته خویی شوی.
می دانم که چگونه ای و حالت را درک می کنم. دقیقه
های زجر آورت را می شناسم و می دانم که در پس
احساس پاکت چقدر با بی محبتی اش گریان شدی. همه
را می دانم ولی باید به اجبار بپذیری که دیگر معشوقه
ای واقعی که با نورش فقط فضای دل تو را روشن کند
کمیاب شده و آنکس که به لبخند تو به راحتی پاسخ دهد
و گذشت را پیشه کند و صبورانه کنار گریه های تو بماند
عاشق واقعی است.
این درد دلی بود با شما برای همه آنهایی که زخمی
عشقند و امیدوارم مرهمی برای قلب های بزرگ و
عاشق شما بوده باشم.
موضوعات مرتبط: منو تنهایی








