یک شال گردن ِ به زمین افتاده ...
همیشه نشانۀ یک مادر ِ سر به هوا نیست ,
که دست پسرش را در خیابان گهگاهی رها میکند به امان خدا... ...
آدم برفی ها هم گاهی ... خودکشی میکنند ....
دلت که شکست
سرت را بگيری بالا ... !
تلافی نکن ،فرياد نزن ، شرمگين نباش
حواست باشد ؛ دل شکسته ، گوش هايش تيز است ...
مبادا دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی به کينه ...
مبادا که فراموش کنی روزی شاديش ، آرزويت بود ... صبور باش و ساکت .
بغضت را پنهان کن ،
رنجت را پنهان تر ...
دلت که شکست . . .
دلت که شکست تازه حضور خدا در تو آغار می شه ...
دلت رو آب و جارو می کنه ...در حالی که تو از اون گله داری !
تیکه تیکه اش رو با حوصله کنار هم می چینه ...
اما تو همه نداشته هات رو به گردنش میندازی!
متهمش می کنی به سنگدلی ..به رنجوندن آدمها ...
به اینکه انگار نمی شنوه صداتو...
و اون چه صبورانه چینی دلت رو بند می زند . . . !
خودش می یاد جای همه چیز و همه کس رو می گیره . . .
چه آرامشی داره دل شکسته ای که همصحبتش خداست ...دنیات زیبا می شه..
یادش که می کنی قلبت آرام می گیره !
موضوعات مرتبط: دلتنگیهایم






