
اشک های تلخی که بر گورها می چکند
حرف های شیرینی هستند
که روزگاری باید بر زبان می آمدند

انسانها
هرچه بیرونشان ساکت تر باشد
فریاد درونشان بیشتر است
وجدانت را مجبور مكن
كه نفهمد آن چه را كه می بیند

وقتی مشت خود را گره می کنید
نه کسی می تواند چیزی را در دستتان بگذارد
و نه شما می توانید چیزی را از جا بلند کنید
بعضی وقت ها مشکله که مشتت رو باز کنی
ولی باید این کارو بکنی

گاهی هیچکس را نداشته باشی بهتر است
داشتن بعضی ها، تنها ترت می کند

یک دوست خیالی که واقعا دوستت باشه
خیلی بهتر از
یک دوست واقعی که خیال می کنی دوستته

جالب است ثبت احوال همه چیز را در شناسنامه ام نوشته است به جز احوالم

ماهیگیر دلش سوخت
این بار ماهی بود که از تنهایی قلاب را
رهانمی کرد
موضوعات مرتبط: جمله های فلسفی
تاريخ : دوشنبه سوم خرداد ۱۳۹۵ | 17:50 | نویسنده : shabnam |








