چه رسم جالبی است،
محبتت را میگذارند پای احتیاجت،
صداقتت را میگذارند پای سادگیت،
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت،
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت،
و وفاداریت را پای بی کسیت،
و آنقدر تکرار میکنند که تو
باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج...

بعضى اتفاق هاى خوب، اونقدر دیر مى افتن
كه باید رو به آسمون كرد
و گفت : وقتش گذشت
مال خودت...!

چه لذت قشنگي داره
وقتي خرد و داغوني
يكي با تمام وجود بپره تو بغلت و بگه:
مگه من مردم ...!
کــــاش جایــــی برویــــم …!
تابلویــــی داشـتــــه باشـــــد ..
کــــه رویــــش خـــــدا نـوشتــــه باشـــد :
پــــــایــــــان تمــــــــام دلتنگـــی هــــــا …………!

تاريخ : دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ | 10:7 | نویسنده : shabnam |





