دخترک:باران می بارد!!! پسرک:نه!!!ابرها آب دهانشان را روی ما میریزند!!!
آنهایی که حرف بـرای گفتـن کم دارند ....
درد بـرای گـفتن ؛ زیاد دارند ... !!!
می دانی؟
یک وقت هایی باید
رویِ یک تکه کاغذ بنویسی
تعطیل است
و بچسبانی پشتِ شیشهیِ افکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال سوت بزنی
در دلت بخندی به تمام افکاری که
پشت شیشهیِ ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویی:
بگذار منتظر بمانند.
قطارها بيهوده مي پرسند كو؟كو؟چي؟چي؟
آن جا،در انتهاي ريل ها هيچ كس و هيچ چيز در انتظارشان نيست!
موضوعات مرتبط: حرفهای دلتنگی
تاريخ : سه شنبه بیستم تیر ۱۳۹۱ | 22:16 | نویسنده : shabnam |





