جدایی
راستی الان عزیزه من سرت رو شونه ی کیه
صدای خنده های تو الان تو خونه ی کیه
روزای خوب زندگیم تمومشون صرف تو شد
میگفتی راهمون جداست اخرشم حرف تو شد.
بچه ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ می زنند ولی آنها جدی جدی میمیرند.
تو شوخی شوخی به من لبخند زدی ولی من جدی جدی عاشقت شدم.
تو شوخی شوخی فراموشم کردی ولی من جدی جدی برات میمیرم
بهت نمی گم دوسِت دارم
بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دوم ادم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم

موضوعات مرتبط: آف عاشقونه (4)
تاريخ : دوشنبه چهارم مرداد ۱۳۸۹ | 17:22 | نویسنده : shabnam |






