غروب
خیال نکن
اگر برای کسی
تمام شدی
امیدی هست
خورشید
از آنجا که غروب میکند
طلوع نمیکند.
واسهت چند تا شمع روی میز روشنه.. کنارش یه شاخه رز صورتی
یکم اونطرفتر منم که میخواد.. تورو داشته باشم به هرقیمتی
پس پنجره فصل پائیزیه.. داره دست تکون میده ابرسیاه
هوا سردو غمگین و بارونیه.. درست مثل من توی این لحظهها
بی قرار توام و در دل تنگم گلههاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصلههاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟
«بال» وقتی قفس پر زدن چلچلههاست
بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزلههاست
باز میپرسمت از مسأله ی دوری و عشق
و سکوت تو
جواب همه ی مسألههاست

موضوعات مرتبط: جملات عاشقی
تاريخ : شنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۱ | 9:6 | نویسنده : shabnam |






