زماني با تمام وجود احساسم رو فرياد زدم
ولي باد وزيد تا صدام به گوش كسي نرسه .
اون رو روی یه تیكه كاغذ نوشتم ،
ولي سرنوشت برگه ام رو پاره كرد .
اون رو به دست باد سپردم ولي به بيراهه رفت .
اون رو به آسمان رسوندم
ولي اون هم با لمس كردن احساسم ، گريه اش گرفتو باريد.
اون رو همچون قايقي به دريا انداختم ،
ولي موج زورق احساسم رو زير و رو كرد.
اون رو در گوش ستاره زمزمه كردم ،
ولي از حسادت اون رو آتیش زد.
اون رو به ماه نشون دادم ، ولي روش رو ازم گردوند.
تا اينكه فهميدم جايگاه احساسم كجاست .
و حالا احساسم رو همچون مرواريدي
در دل صدف پنهان كردم تا مبادا صيادي اون رو به دام بيندازد.
حرفهایی هست برای گفتن که اگرگوشی نبود
نمیگوییم وحرفهایی هست برای نگفتن،حرفهایی که
هرگزسربه ابتذال گفتن فرود نمی آورند...
وسرمایه ماورایی هرکس،حرفهایی است که برای
نگفتن دارد،حرفهایی که پاره های بودن آدمی اند
وبیان نمیشوندمگرآنکه ...
مخاطب خویش رابیابند!!
موضوعات مرتبط: حرفهای دلتنگی











